تقدیم به همه آنانی که برادرانشان کبوتر آسمان زندگیشان شدند!
فکر میکردم این سوال فقط سوال ذهن منه و تو دوره ما باقی میمونه، اما اینطور نشد. اولین بار که این جمله رو دیدم شش سال داشتم. کتابی بود با عنوان «کی برمیگردی داداش جان؟»
هنوز خوندن و نوشتنم به حدی نرسیده بود که بتونم یه کتاب رو بخونم. اما حسی که این کتاب به من داد رو هیچ کس نمیتونست از من بگیره. شاید رنگ جلدش بود که اولش من رو به سمت خودش کشوند، ولی نه! نوشتههای اون کتاب یه طور مغناطیس داشت که منو سمت خودش کشوند. ولی بیشتر از همه اسم کتاب بود که من رو صدا میکرد. با خودم فکر کردم شاید اگه این کتاب رو بخونم داداش رو پیدا کنم.
ادامه مطلب
https://tinyurl.com/3jjspjks

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر