۱۴۰۱ دی ۱۹, دوشنبه

به مامان چیزی نگو!


 

داستانی از آخرین لحظات زندگی شهید محمد‌مهدی کرمی

امروز صبح هنوز خورشید سرش رو از زیر لحاف شب بیرون نکشیده بود، اما من و محمد حسینی ستاره‌های آسمون شب‌زده ایران بودیم. ما بیداری شب‌های ظلم ایرانیم. شاید شمردن از یک تا ۲۲ خیلی طولانی به نظر نیاد و زود تموم بشه، اما برای من چند روز آخرش خیلی طولانی شمرده شد و تموم شد.

از روز اولی که خودم رو شناختم دل مهربون مامان هدیه قشنگی بود که نمی‌خواستم هیچ‌وقت بشکنه، ن می‌خواستم هیچ‌وقت غم روی اونو ببینم، ن می‌خواستم نگرانی ما یه وقت پیرش کنه.

ادامه مطلب

https://tinyurl.com/3v9vfbs8

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

آیا سودانی نخست وزیر عراق جعبه سیاه را به تهران می‌برد؟

جعبه سیاه نامی است که رسانه انگلیسی الشرق الاوسط به انحلال شبه نظامیان حکومت خامنه‌ای در عراق می‌دهد. این رسانه در تاریخ ۱۵دی‌ماه ۱۴۰۳موضوع ...